لحظه هاي بي تحمل من
چقدر خواب مي بيني دختر ديگه بسه...
چه دسته گل هايي ...

بگو عاشق نمیبازه بگو که عشق اغازه بگو که عشق اعجازه بگو که عشق پروازه..
چقدر خواب مي بيني دختر ديگه بسه...
چه دسته گل هايي ...

یه غریبه با من تو این خونه ست که به تو خیلی شباهت داره پیرهنی که تنشه ماله توئه جای تو گوشی
رو برمی داره همون آهنگی رو که دوست داشتی با خودش تو خلوتش می خونه ولی با من سرده
با اینکه همه چیزو راجبم می دونهاون نمی تونه تو باشی مگه نه خالی از تو فقط جسم توئه..
هرجا که هستی منو میشنوی بگو این سایه هم اسم توئه...! و بی تفاوته
باورم نمی شه اینه سهمم...
اولین بار بهش شک کردم.. وقتی دیدم که دروغم میگه وقتی دیدم که به سمتش میرم از نگاهش گرم نمی شم دیگه ..یه غریبه که صداش مثل توئه ولی حرفاش مث حرفای تو نیست وقتی میشینه کنارم انگار دوست دارم بگم نشین جای تو نیست ..این نمی تونه تو باشی مگه نه..! خالی از تو فقط جسم توئه هرجا که هستی منو میشنوی بگو این سایه هم اسم توئه..
چه دنیای عجیبیه اینکه دلم تو رو می خواد.... دل تو با یکی دیگه ست دوست نداره منو زیاد.....
من بی تو و تو بی من من بی خود و تو بی خودو ما را که برد خانه... راستی همه می گن منم مث تو ام مث بقیه نیستم اما من فکر می کردم یک ادم عادی هستم حالا فهمیدم که بقیه اینطوری فکر نمی کنن..! یعنی دنیا دیگه مث.. اولش باورم نشد ولی وقتی به خودم فکر کردم دیدم تو رو می پرستم.. مثل موسیقی و کلمات بی نظیر تو روی همون موج عجیب .. تعلیقش خطرناکه منحصر به فرد و تنهاست.. بعد یادم افتاد که یه نفر به من این حرف و زده بود منحصر به فرد و تنهایی.. اینقدر تنها که هنوز هم حرف زدن در موردش جرات می خواد..
we were suppose to wakw up from each others dreams
I closed my eyes and constantly dreamed of you..
when i wake up you had left
when i wake up you were already gone
..سال عوض شد تو نیومدی .. سال عوض شد و دوباره منه لعنتی.. ای وای..
دور نشو..
امروز از تلویزیون چند بار اسم کوچکت را شنیدم
بنیامین ، که واژه ی عشق را به من آموخت..
مگه تو نگفته بودی عشق و زندگی قشنگه..تو همیشه گفته بودی وقتی عاشق می شی انگار
دل دریا رو گرفتی توی دستای سپیدار ، من تو دریای جنونت دل دادم به آسمونت دل بریدم
از همه بادبون هام و سپردم به نگاه مهربونت ، گم شدم تو دل بارون با یه حال عاشقونه..
تو که گفتی نمی دونی پس بگو آخ کی می دونه...
برف ها را آب برد برگ ها را باد برد
در میان این همه ناباوری
یاد من را از نگاهت
خواب برد...
چرا این روزها ستاره ها نمی درخشن که من بتونم تو رو پیدا کنم چرا نگرانم..
نگرانم واسه تو .. چرا این روزها همش مثل روزهای اخر پاییزه
نگرانم واسه اون حرف هایی که دلم میخواد بهت بگم اما نمی تونم..
چرا..هنوز سال های ساله که حال من ..قلبم گریه نامه گیتار
پاییز عاشق می مونم.. نمیای نمیای نمیای...
می میرم .. چرا زندگیم دیگه ته نمی کشه ..
چرا هنوز عطر تو غوغا می کنه... چرا منه لعنتی
دوباره .. ای وای .. چرا هنوز متوقفم با نفس هایی که با خیال تو دیوانه شدن ..
کجای دنیایی...
یه فرشته لب دریا وای چه زیبا
انگاری همین حالا اومده دنیا
یه تولد لب ساحل یه تبسم از ته دل...
یه آدم که دیگه نیست تنهای تنها..

قایق های نجات که رسیدند
ما سرمان را زیر آب بردیم
ما غرق شدیم
من و بنیامین دریا را دوست داشتیم....
شاید مرا نشناسی٬اما من تورا خوب می شناسم..
نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده، هنوز آخرین جمله ت توی گوشم زنگ می زند:
بوی عیدی بوی تو بوی کاغذ رنگی
بوی تند طپش قلب من از دیدن تو
بوی عطر با رفتن توی یک خونه ی نو
وحشت از رفتن تو حتی یه لحظه که می خوای بری تو فکر
فکر یک هدیه ی جالب که بگیرم واسه تو
عشق تو بارونه تنده داره میشوره منو
اشتیاق دیدن عکس ما دوتا تویه قلب
یا تماشای تو اون لحظه که میری تو خواب
همه ی غصه ی من دنیای آدم بزرگ ها ست..کاش اون گلش را می فهمید....
آنچه مهم است با چشم دیده نمی شود. این منظره برای من زیبا ترین و غم انگیز ترین منظره در جهان است. همین جا بود که او بر روی زمین پیدا و ناپیدا شد. اگر شبی به ستاره ها نگاه کردید یا به صحرا سفر کردین می توانید آن را بشناسید. و اگر واقعا گذارتان به آن جا افتاد خواهش می کنم شتاب نکنید چند لحظه ای درست زیر آن ستاره بایستید ! آن وقت اگر کسی به سوی شما آمد اگر لبخند زد اگر موهای طلایی داشت و اگر به سوال های شما جواب نداد... لابد حدس خواهید زد که او همان کسی است که من دوستش دارم. آن وقت محبت کنید و نگذارید که من این همه غمگین بمانم. زود برایم بنویسید که بنیامین برگشته است...
بالا خره آمدم
ولی تنها بوی عطر تو مانده بود
و چند خط از نوشته های من..
و تا دلت بخواهد بغضی که در بهت ندیدن تو
بر چهره ام سایه می اندازد داستان عشق را..
چه ساده می شود دیوانه شد میان وهم صدایت..
میان ته مانده ی چشم های ناپاک مردمی
که به ارزوهای کوچکم می خندد
به چشم هایت پناهنده شدم..
زیبایی در انحصار تو می شود و من..
اشک تمام کوچه را تر می کند
تو را استشمام می کنم و گم می شوم لا به لای انحصار تنهایی
و دیگر مرا نمی بینی
مرا که قلبم به خاطر تو شکسته
و اگر تو فقط همین یک شب را به من می بخشیدی
شاید چشم هایم این همه آواره ی دیدن تو نمی شد..
صدا همان صدای همیشگی تو
راه گریزی نیست از دقیقه های عاشقانه ای که دل می بازند
دلم ضعف می رود و راهی که دیگر نمانده..

....کلمات هم دیگر تحمل عشق ما را ندارند!....
من امشب می میرم
نمی دونم چی بگم فقط میگم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
کنسرتت مثل خودت بهترین بود
داد زدم و نشنیدی فریاد زدم و نشنیدی......

يه عاشق بي قايق تو درياها
چشماشو مي بنده تو روياها
من عاشق بي قايق تو درياها مي ميرم
چشمامو مي بندم بي روياها مي ميرم
ميرم و مي ميرم آسوده ميشم از عشق
ميرم و مي ميرم
جشن تولد مرگمو براي تو زير آب ميگيرم
پرياي دريا من امشب مي ميرم
از عشق يه زيبا من امشب مي ميرم
ميرم و مي ميرم آسوده ميشم از عشق
ميرم و مي ميرم
جشن تولد مرگمو براي تو زير آب ميگيرم
من عاشق بي قايق تو دريا
چشمامو مي بندم بي رويا
يه زيبا نگاشو چه آروم به موجا مي دوزه
يه عاشق بي ساحل چه تنها تو دريا مي سوزه
ميرم و مي ميرم آسوده ميشم از عشق
ميرم و مي ميرم
جشن تولد مرگمو براي تو زير آب ميگيرم
این عشق خیالی نیست.....

Kiss by Kiss Touch by touch
Step by Step
I Fall in Love

و من هنوز عاشقم..
آن روزها مثل روزهای آخر پاییز بود .. اما برف هم نبارید
و ما باز هم همدیگر را ندیدیم..
و من هنوز عاشقم.. آنقدر که می توانم
شب ها طوری با یادت گریه کنم که خدا جایم را با ابرها عوض می کند
آنقدر که می توانم چشم هایم را ببندم
و خیال کنم تو هم دوستم داری!
عاشقی بهترین درد دنیاست دردی که سیاه می شوی
از رنجی که برایش می کشی اما هر چه باشد سیاهت نمی کند...
